به سوی ظهور

مهدویت و امام زمان (عج)

به سوی ظهور

مهدویت و امام زمان (عج)

ظهور امام زمان علیه السلام در روایات حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام

شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۹ ب.ظ | بازدید: ۲۲۲۷ | دسته بندی: مهدویت

روایات ظهور امام زمان علیه السلام منقول از حضرت عبدالعظیم رحمه الله

حضرت عبدالعظیم حسنی

مقدمه

در کتب روایى ما از حضرت عبدالعظیم رحمه الله، که از سادات و علماى قرن سوم هجرى بوده، روایات زیادى نقل شده است؛ از جمله روایات مربوط به ظهور امام زمان علیه السلام است. پیش از ذکر این روایات، ابتدا نظرى گذرا به شخصیت این عالم بزرگوار مى‌افکنیم.

عبدالعظیم بن عبداللّه بن على بن حسن بن زید بن الحسن بن على بن ابیطالب علیه السلام ، از علما و محدثان عالیقدر و از شاگردان امام محمد تقى و امام على النقى علیهماالسلام است. کتاب یوم و لیله در آداب دینىِ شبانه روز از تألیفات او است که اخبار آن را از آن دو امام همام نقل کرده است.

در جلالت قدر و عظمت شأن آن سلاله دودمان پیغمبر صلى الله علیه و آله همین بس که امام على النقى علیه السلام به مردى از اهل رى فرمود: «هر کس عبدالعظیم حسنى را زیارت کند، مثل این است که امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است». و به ابوحماد رازى فرمود: «هر گاه در امور دینى مسئله اى داشتى، از عبدالعظیم حسنى سؤال کن و سلام مرا به او برسان».

شاهزاده واجب التعظیم حضرت عبدالعظیم حسنى مدفون در شهر رى تهران با چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام ، سبط اکبر رسول خدا صلى الله علیه و آله ، مى پیوندد. (۱)

او در سال ۲۳۹ق وفات یافت و در رى دفن شد. پیش از وى حمزه پسر امام موسى علیه السلام در آن محل دفن شده بود. آرامگاهش داراى گنبد طلا و مناره هاى بلند و صحن وسیع است. (2)

براى اطلاع بیشتر از احوال این سید جلیل القدر مى‌توان به کتب تنقیح المقال (3) ، لغت نامه دهخدا (4) ، فرهنگ فارسى دکتر معین (5) و مجمع الرجال (6) رجوع کرد.

 

ظهور امام زمان علیه السلام در روایات حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام

روایات ظهور امام زمان علیه السلام منقول از حضرت عبدالعظیم رحمه الله

 

الدقاق و الوراق معاً، عن محمد بن هارون الصوفى عن الرویانى عن عبدالعظیم الحسنى، عن ابى الحسن الثالث علیه السلام انه قال فى القائم علیه السلام :«لا یحل ذکره باسمه حتى یخرج فیملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً». (7)

صدوق در کتاب توحید از حضرت عبدالعظیم حسنى، از امام على النقى علیه السلام نقل مى‌کند که فرمود: جایز نیست نام امام زمان برده شود تا گاهى که ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نماید، بعد از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد. (8)

البته این روایت، قسمتى از روایتى است که در آن عبدالعظیم حسنى دین و عقاید خود را راجع به توحید و نبوت و ائمه اطهار علیهم السلام و اطاعت از آنان و مسائلى مانند معراج، قبر جنه، نار، صراط، میزان، قیامت، و فرائض دیگر، نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منکر بر امام علیه السلام عرضه مى‌کند و امام علیه السلام هم آن را تأیید مى‌کند و مى‌فرماید، این همان دینى است که خداوند براى بندگانش خواسته است و در پایان براى او دعا مى‌کند که خداوند او را بر این قول ثابت در دنیا و آخرت پایدار نگاهش دارد. (9)

السنانى، عن الاسدى، عن سهل، عن عبدالعظیم الحسنى عن محمد بن على علیه السلام قال:«القائم هو الذى یخفى على الناس ولادته و یغیب عنهم شخصه و یحرم علیهم تسمیته و هو سمى رسول اللّه و کنیه» (10)

و همچنین این روایت در وسائل الشیعه ذکر شده است. (11) و نیز در کمال الدین از حضرت عبدالعظیم حسنى از امام محمد تقى علیه السلام روایت شده که فرمود، قائم کسى است که میلادش بر مردم پوشیده مى ماند و خودش غائب مى شود و بردن نامش حرام مى باشد و خود همنام و هم کنیه رسول خداست. (12)

جناب آقاى على دوانى صاحب کتاب مهدى موعود درباره روایاتى که ذکر نام امام زمان علیه السلام را نهى کرده‌اند، گفته است که این نهى مربوط به همان زمان غیبت صغرا و ایام بعد از ولادت امام زمان علیه السلام تا آغاز غیبت کبرا بوده است و علت اینکه هم امام حسن عسکرى علیه السلام و هم خود آن حضرت علیه السلام سعى بلیغ داشتند که حتى شیعیان نیز از ولادت و محل و چگونگى زندگى حضرت علیه السلام مطلع نگردند، آن است که مى‌دانستند خلیفه وقت به شدت مراقب است که امام دوازدهم شیعیان به دنیا نیاید، تا مبادا حکومت‌هاى جابر را سرنگون گرداند و بساط عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند. بدین جهت، در دوران بعدى مثلاً عصر ما هیچ گونه حکمتى در منع از ذکر نام آن حضرت علیه السلام به نظر نمى‌رسد. (13)

الشیبانى، عن الاسدى، عن سهل، عن عبدالعظیم الحسنى، عن ابى جعفر الثانى، عن ابائه، عن امیرالمؤمنین علیه السلام ، قال:«للقائم منّا غیبة امدها طویل کأنى بالشیعه یجولون جولان النعم فى غیبته یطلبون المرعى فلا یجدونه. ألا! فمن ثبت منهم عن دینه، لم یقس قلبه لطول أمد غیبة امامه فهو معى فى درجتى یوم القیامه. ثم قال علیه السلام : انّ القائم منّا اذا قام لم یکن لاحد فى عنقه بیعة فلذلک تخفى ولادته و یغیب شخصه». (14)

شیخ صدوق رحمه الله در کمال الدین به سند خود از عبدالعظیم حسنى از امام على النقى علیه السلام ، به نقل از پدران عالیقدرش، از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت نموده که فرمود:

قائم ما غیبتى طولانى خواهد داشت. شیعیان را چنان مى بینیم که براى پیدا کردن او دشت و دمن را زیر پا گذارند و او را پیدا نکنند. بدانید! آنها که در زمان غیبت وى، در دین خود ثابت بمانند و منکرش نشوند، روز قیامت با من خواهند بود. آن گاه فرمود: چون قائم ما ظهور کند، بیعت هیچ کس در گردن وى نمى باشد. از این رو، ولادتش پوشیده خواهد ماند و خودش از نظرها پنهان مى شود. (15)

الدقّاق، عن محمد بن هارون الرؤیانى، عن عبدالعظیم الحسنى قال دخلت على سیّدى محمد بن على علیه السلام و أنا أرید أن أسأله عن القائم أهو المهدى او غیره؟ فابتدأنى. فقال:«یا اباالقاسم! انّ القائم منّا هو المهدى الذى یجب أن ینتظر فى غیبته و یطاع فى ظهوره و هو الثالث من ولدى و الذّى بعث محمداً بالنبوّه و خصّنا بالامامه انّه لو لم یبق من الدّنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتى یخرج فیملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً و انّ اللّه تبارک و تعالى یصلح امره فى لیله کما اصلح امر کلیمه موسى علیه السلام لیقتبس لأهله ناراً فرجع و هو رسول نبى». ثم قال علیه السلام : «افضل الاعمال شیعتنا انتظار الفرج». (16)

شیخ صدوق در کمال الدین از حضرت عبدالعظیم حسنى نقل مى کند که گفت: خدمت امام محمد تقى علیه السلام رسیدم تا درباره قائم از وى سؤال کنم که آیا مهدى او است؟ حضرت پیش از من به سخن پرداخت و فرمود:

اى ابوالقاسم! قائم ما همان مهدى است که باید در غیبتش منتظر او باشند و در موقع ظهورش فرمانبردارى او کنند. او فرزند سومى من است. به خدایى که محمد را به پیغمبرى و ما را به امامت برگزیده است، قسم یاد مى کنم که اگر جز یک روز، از عمر دنیا نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا او ظهور کند و زمین را پر از عدل و داد نماید، چنان که پر از ظلم و جور شده باشد. خداوند متعال کار او را در یک شب اصلاح نماید، چنان که مشکل موساى کلیم را در یک شب اصلاح کرد؛ یعنى از ساحل مصر به وادى ایمن آمد تا مگر براى گرم کردن زنش آتشى ببرد، ولى وقتى آمد خداوند در همان جا او را پیغمبر گردانید و چون مراجعت کرد، پیغمبر بود. آن گاه فرمود: بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج امام زمان است. (17)

محمد بن همام عن ابى عبداللّه محمد بن هشام، عن أبى سعد سهل بن زیاد عن عبدالعظیم بن عبداللّه عن ابى جعفر محمد بن على الرضا علیه السلام انّه سمعه یقول:اذا مات ابنى [= ابن] علىّ، بدأ سراج بعده، ثم خفى. فویل للمرتاب و طوبى للعرب الفارّ بدینه! ثم یکون بعد ذلک احداث تشیب فیها النّواصى و یسیر الصمّ الصّلاب». (18)

غیبت نعمانى از عبدالعظیم حسنى روایت نموده که گفت: شنیدم حضرت ابوجعفر امام محمد تقى علیه السلام مى فرمود:

چون فرزند على (امام على النقى علیه السلام ) وفات کند، چراغى بعد از وى پدید آید و بعد پنهان شود. واى به کسى که درباره او شک کند و خوش به حال عربها که دین خود را حفظ کرده‌اند! بعد از آن حوادثى روى دهد که جوانان را پیر کند و اوضاع بحرانى و هرج و مرج سختى به وقوع بپیوندد. (19)

ابوعبداللّه الخزاعى عن الاسدى. عن سهل، عن عبدالعظیم الحسنى، قال:قلت لمحمّد بن على بن موسى: انى لأرجو اَن تکون القائم من اهل بیت محمد الذى یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. فقال: «یا اباالقاسم! ما منّا الا قائم بامر اللّه و هاد الى دین اللّه و لست القائم الذى یطهر اللّه به الارض من اهل الکفر و الجحود و یملأها عدلاً و قسطاً هو الذى یخفى على الناس ولادته و یغیب عنهم شخصه و یحرم علیهم تسمیته و هو سمى رسول اللّه و کنیه و هو الذى یطوى [= تطوى ]له الارض و یذل له کل صعب یجتمع الیه من اصحابه عدد اهل بدر ثلاث مائه و ثلاثه عشر رجلا من اقاصى الأرض و ذلک قول اللّه عزوجل: اینما تکونوا یأت بکم اللّه جمیعا ان اللّه على کل شى ء قدیر. فاذا اجتمعت له هذه العده من اهل الارض اظهر امره فاذا اکمل له العقد و هو عشرة آلاف رجل خرج باذن اللّه . فلا یزال یقتل اعداء اللّه ، حتى یرضى اللّه تبارک و تعالى». قال عبدالعظیم: قلت له: یا سیدى! و کیف یعلم ان اللّه قد رضى؟ قال: «یلقى فى قلبه الرحمة». (20)

در کفایة الاثر نیز از حضرت عبدالعظیم روایت نموده که گفت: به آن حضرت (امام محمد تقى علیه السلام ) عرض کردم: من امیدوارم قائم آل محمد که مى‌آید و زمین را پر از عدل و داد مى‌کند، چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد، شما باشید. فرمود:

اى ابوالقاسم! هر یک از ما ائمه، براى امر خدا قیام کرده‌ایم و راهنماى دین الهى هستیم؛ ولى آن قائم که خداوند به وسیله او زمین را از دست کفار و منکران گرفته و پر از عدل و داد مى‌کند، من نیستم؛ او کسى است که ولادتش بر مردم پوشیده خواهد ماند و خودش غائب مى‌شود و افشاى نامش حرام است. او در نام و کنیه همنام پیغمبر خدا است. او است که زمین برایش هموار مى‌گردد و هر امر دشوارى برایش آسان مى‌شود و سیصد و سیزده تن از یارانش، به تعداد نفرات لشکر اسلام در جنگ بدر، از نقاط دور زمین در اطرافش گرد آیند؛ چنان که خداوند در این آیه شریفه مى‌فرماید: «اینما تکونوا یأت بکم اللّه جمیعا إن اللّه على کل شى ء قدیر» (21) ؛ (هر کجا که باشید، خداوند همگى شما را مى‌آورد؛ در حقیقت، خدا بر همه چیز توانا است.) (22) چون این عده در نزد وى اجتماع کنند، کار او بالا گیرد و بعد از آنکه پیمان وفادارى میان او و یارانش، که ده هزار مرد مى‌باشند، منعقد گردید، به فرمان الهى قیام مى‌نماید و چندان از دشمنان خدا را به قتل رساند که خداوند خشنود گردد.

عرض کردم: آقاى من! چگونه بدانیم خداوند خشنود شده است؟ فرمود: خداوند رحمتى به دل وى مى‌فرستد و او مى داند که دیگر خداوند از کشتن آن همه دشمنان دین خشنود شده است. (23)

روایت فوق را همچنین علامه مجلسى از کتاب اکمال الدین نقل کرده است، اما در پایان آن چنین آمده است: «فاذا دخل المدینه اخرج اللات و العزى فاحرقهما» (24) ؛ چون به مدینه بیاید لات و عُزّا را بیرون مى آورد و آتش مى زند». (25)

الحسین بن على العلوى، عن سهل بن جمهور، عن عبدالعظیم بن عبداللّه الحسنى عن الحسن بن الحسین العرنى عن على بن هاشم عن ابیه، عن ابى جعفر علیه السلام قال:«ما ضر من مات منتظراً لأمرنا إلاّ یموت فى وسط فسطاط المهدى و عسکره».

امام باقر علیه السلام فرمود: براى کسى که در انتظار امر (فرج و ظهور) ما مرده است زیانى نیست که در میان خیمه حضرت مهدى و در میان قشون او نمرده باشد. (26)

 

نتیجه

در روایاتى که از طریق عبدالعظیم حسنى رحمه الله راجع به ظهور امام زمان علیه السلام به ما رسیده است، نکات زیر مطرح شده است:

۱. امام زمان علیه السلام جهان را پر از عدل و داد مى نماید، پس از آنکه پر از ظلم و ستم شد.

۲. بیعت هیچ کس در گردن وى نیست. به همین جهت است که ولادتش پوشیده خواهد ماند و خودش از نظر ما پنهان مى شود.

۳. امام زمان علیه السلام فرزند سوّمى امام محمد تقى علیه السلام است و همنام و هم کُنیه رسول خدا صلى الله علیه و آله است.

۴. تعداد اولیه یاران او در ابتدا ۳۱۳ نفر، به تعداد نفرات لشکر اسلام در جنگ بدر، خواهند بود و بعد با سپاهى که ده هزار نفر مى باشند، به فرمان الهى قیام مى نماید.

۵. چندان از دشمنان خدا به قتل رساند که خداوند خشنود گردد. ۶. خداوند کار او را در یک شب اصلاح نماید؛ چنان که مشکل موساى کلیم علیه السلام را در یک شب اصلاح کرد.

۷. بهترین اعمال شیعیان، انتظار فرج امام زمان علیه السلام است.

 

پی نوشت‌ها:

1.مهدى موعود، ص ۳۳۳.

2.دائرة المعارف عمید، ص ۵۹۵.

3.تنقیح المقال فى علم الرجال، ج ۲، ص ۱۵۷.

4.لغت نامه دهخدا، ج ۹، ص ۱۳۸۵۸.

5.فرهنگ فارسى دکتر معین، ج ۵، ص ۱۱۴۱ـ۱۱۴۲.

6.مجمع الرجال، ج ۴، ص ۹۷ـ۹۸.

7.بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۲.

8.مهدى موعود، ص ۲۳۴.

9.بحارالانوار، ج ۳، ص ۲۶۸، ح ۳؛ بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۴۱۲، ح ۲؛ بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۱، ح ۱.

10.بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۲، ح ۶.

11.وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۹، ح ۱۴.

12.مهدى موعود، ص ۲۳۵.

13.مهدى موعود، ص ۲۳۶.

14.بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۰۹، ح ۱.

15.مهدى موعود، ص ۳۳۳.

16.بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۶، ح ۱.

17.مهدى موعود، ص ۳۸۶.

18.بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۵۷، ح ۳.

19.مهدى موعود، ص ۳۸۷.

20.بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۷، ح ۴.

21.سوره بقره (۲)، آیه ۱۴۸.

22.قرآن مجید، ترجمه استاد محمدمهدى فولادوند، ص ۲۳.

23.مهدى موعود، ص ۳۸۷ ـ ۳۸۸.

24.بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۳، ح ۱۰.

25.مهدى موعود، ص ۱۰۷۲.

26.اصول کافى، ج ۲، ص ۱۹۸، کتاب الحجة، ح ۹۵۰.

منابع و مأخذ:

۱. اصول کافى، محمد بن یعقوب الکلینى الرازى، ترجمه سید جواد مصطفوى، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۷۸ه .

۲. بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار علیهم السلام، الشیخ محمدباقر المجلسى، بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ه .

۳. تنقیح المقال فى علم الرجال، الشیخ عبداللّه المامقانى، النجف الاشرف: المطبعه المرتضویه، ۱۳۵۰ه .

۴. دائره المعارف، حسن عمید، تهران: جاویدان، ۱۳۴۶ش.

۵. فرهنگ فارسى، دکتر محمد معین، تهران: امیرکبیر، ۱۳۴۶ش.

۶. قرآن مجید، ترجمه محمدمهدى فولادوند، تهران: دارالقرآن الکریم، ۱۳۷۶ش.

۷. لغت نامه دهخدا، على اکبر دهخدا، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش.

۸. مجمع الرجال، عنایه اللّه القهپائى، قم: مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، ۱۳۶۳ش.

۹. معجم الفاظ (نرم افزار نور)، قم: مرکز تحقیقات کامپیوترى علوم اسلامى.

۱۰. المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، محمد فؤاد عبداللّه ، القاهره: دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ه .

۱۱. مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمى، تهران: کانون انتشارات علمى (به شماره ۱۸)، ۱۳۴۵ش.

۱۲. مهدى موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسى)، على دوانى، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۰ش.

۱۳. وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعه، الشیخ محمد بن الحسن الحر العاملى، بیروت: داراحیاء التراث العربى، ۱۴۱۲ه .

تألیف: شاهرخ محمدبیگى

منبع: حدیث نت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی